
آقای نویسنده!
آقای نویسنده!
آقا!
من با پرده ی سوم این نمایشنامه مشکل دارم
با دیالوگ ها مشکل دارم
با صحنه ی دفن شدن تا خرخره مشکل دارم
و با توضیح صحنه ی "اینجا بازیگر یک قدم از زمین فاصله می گیرد
من با استفراغ بی انجام این نطفه ی یک ساله مشکل دارم
با این جمله ی عاشقانه مشکل دارم
و با آن گریه ی مظلومانه
با صدای قارقار که زیر صدای من است مشکل دارم
می خواهم
بلرزم
میان این طوفان که تو آمدنش را هشدار می دهی
و با سکوت سه نقطه ،مشکل دارم
در این سکوت که تمام آدمهایت می آیند و می روند
وبلندتر از همیشه حرف می زنند
بگذار
من
بنشینم
خیره به روبرو
تا تو
تصویر رختخواب مرا بسازی
تصویر شب های مرا
و روزهایم
تصویر دستهایم
که خالی اند
تا تو
اندوهم را
به بی اعتقادیِ تخمیام پیوند بزنی
من
تکنیک اشک ریختن را میدانم
تو
فقط لحظه اش را انتخاب کن
آقای نویسنده!
آقا!
من با پرده ی سوم این نمایشنامه مشکل دارم
با دیالوگ ها مشکل دارم
با صحنه ی دفن شدن تا خرخره مشکل دارم
و با توضیح صحنه ی "اینجا بازیگر یک قدم از زمین فاصله می گیرد
من با استفراغ بی انجام این نطفه ی یک ساله مشکل دارم
با این جمله ی عاشقانه مشکل دارم
و با آن گریه ی مظلومانه
با صدای قارقار که زیر صدای من است مشکل دارم
می خواهم
بلرزم
میان این طوفان که تو آمدنش را هشدار می دهی
و با سکوت سه نقطه ،مشکل دارم
در این سکوت که تمام آدمهایت می آیند و می روند
وبلندتر از همیشه حرف می زنند
بگذار
من
بنشینم
خیره به روبرو
تا تو
تصویر رختخواب مرا بسازی
تصویر شب های مرا
و روزهایم
تصویر دستهایم
که خالی اند
تا تو
اندوهم را
به بی اعتقادیِ تخمیام پیوند بزنی
من
تکنیک اشک ریختن را میدانم
تو
فقط لحظه اش را انتخاب کن
آقای نویسنده
ReplyDeleteتا طرح زیبای لبخند هست چرا گریه را ترسیم میکنی