Monday, 2 November 2009

طناب





در خرابه های بجا مانده ام

تمدن سکوت سبز می شود

ای فاتحان قلمرو روشنایی !

ارمغان تاریکی را

در استعداد خاک من نپاشید

من می هراسم از جنگلی

که ساقه های سبز رنگش

به دار مبدل می شوند...

"طناب" همزاد گردنهای افراشته نیست

وقتی در بیغوله های نفرت

جغد "اندرزگو" می شود

"دانایی" غریب می گردد

ای کاش فضیلت چشم

نه در "گریستن"

که در "نگریستن" بود...

No comments:

Post a Comment