
سکوت از آن من است
بار دیگر خواهم مرد
آینه تنها شاهد سقوطم است
*وبار ها شکستنم را دیده
نقطه کوری از نور روشن شده به دست خاموشی
در حال نابودیست
انسانیت سالهاست که مرده
به عشق تجاوز شده
رویا هانابود شده اند
کابوسها زنده شده اند
آری سکوت از آن من است
بار دیگر خواهم مرد
آینه تنها شاهد سقوطم است
*وبار ها شکستنم را دیده
ومن معصومانه در پشت این سیاهی مخفی می شوم
انتظار مرگم را می کشم ...بدون هیچ امیدی به فردا
بار دیگر خواهم مرد
آینه تنها شاهد سقوطم است
*وبار ها شکستنم را دیده
نقطه کوری از نور روشن شده به دست خاموشی
در حال نابودیست
انسانیت سالهاست که مرده
به عشق تجاوز شده
رویا هانابود شده اند
کابوسها زنده شده اند
آری سکوت از آن من است
بار دیگر خواهم مرد
آینه تنها شاهد سقوطم است
*وبار ها شکستنم را دیده
ومن معصومانه در پشت این سیاهی مخفی می شوم
انتظار مرگم را می کشم ...بدون هیچ امیدی به فردا
سکوت ُ سکوت و سکوت
ReplyDeleteدر خانه نه صدایی هست و نه حتی نگاه سردی !
تنها این آینه است که اثبات میکند هستم !
وجودم انگار سالهاست طلسم شده ٬
نه می بینم و نه میشنوم ...
تنها گاهی آهی از سر تسلیم میکشم !
سکوت اثبات تهی بودن نمی کند...
ReplyDeleteسکوت در نگفتنش انسان را متضرر می کند..
وقتی سکوت صدایت می زند
ReplyDeleteو روز به حصاری کشیده می شود
وقتی که نور زندگانیت آه می کشد
و عشق در چشمان تو می میرد
تنها در آن زمان می فهمم
که برایم چه معنایی داشتی؟