وسوسه خیانت

وسوسه می شوم از تن نیمه عریان قرص ها
دغدغه می گیرم مبادا دل تو
از خشاب من پر تر باشد
...
حالا هیچ شهری به کار پاییز نمی آید
تا جوجه گردان ها به تمام گربه ها مشکوک باشند!
تخت دو به شک است
بین لباس های تو و خواب های من
وقتی هر دو بوی خیانت می دهند!
........
چشمهایت را ببند
جنگ رو در رو سیاهی لشگر نمی خواهد!
No comments:
Post a Comment