چرک نوشت
وقتی زمان از عقب و زمانه از جلو فرو می رود به سرنوشتی که سوراخ دارد
تا وقتی کرم وینر لکه ها را پاک می کند
و پیف پاف نابود می کند بوی تریاک را
تا وقتی سیگاری می خنداند و دکس می گریاند
تا وقتی جوهر نمک تست اعتیاد را منفی می کند
باید امید داشت
باید امید داشت
تا وقتی هنوز فاحشه ها شماره می گیرند
تا وقتی مولتی ویژن هست،پیشنهاد بی شرمانه هست،بی وفا هست
تا وقتی مادونا هست،لوپز هست،اسپیرز هست
تا وقتی هنوز به احترام فاطمه از جا بر می خیزم
باید امید داشت
باید امید داشت
تا وقتی پدر نگران بسته های خالی سیگار است
تا وقتی نفرینهای مادر هست،گریه هایش هست ،کمردردش هست یعنی زنده
باید امید داشت
باید امید داشت
تا وقتی ریه ام نفس می زند با خلط های رنگین کمانی اش
وانگشتهای روماتیسمی ام می نویسند
باید امید داشت
باید امید داشت
تا وقتی سگ هست
گربه هست
اسب هست
تا وقتی یک جانور نفس می کشد
تا بتوانم به جای خودم دوستش بدارم
و به جای تو که دیگر نیستی
باید امید داشت
باید امید داشت
تا وقتی 206 هست
خیابان هست
رینگ و سیستم هست
تا وقتی غریزه هست
خود ارضائی هست
فیلم پورنوی زهره هست
باید امید داشت
باید امید داشت
تا مهدی هست
مسیح موعود هست
سوشیانس هست
تا وقتی آمدن کسی توی افسانه ها هست
و جهان در انتظار گودو مثل دختران حیض ورم کرده
باید امید داشت
باید امید داشت
آری گلم
مثل سگی نو بالغ که بوی دختر همسایه را از زیر در میبلعد
به هر کسی رد می شود،
به هر کسی که زنگ در را میزند....اشتباهی
به امواج صوتی که از دیوار رد می شود،
به آه اوه شبانه
به آخ اوخ روزانه
و به هر صدائی که از ته حنجره می آید،
یا مثل گل فروشهای چهار راه
به هر کسی که سر تکان می دهد،بوق می زند،چراغ می زند
وبه هر دستی که از پنجره بیرون می آید....
باید امید داشت
باید امید داشت....
No comments:
Post a Comment