
تهوع
احساس پوچی
برگه هایی سفید
سوال هایی که بی جواب خواهند ماند
لبخندهایی که باید زد
درسهایی که از قبل آموخته ایم
تکرار....
تکرار....
تکرار....
برتو نهیب میزنند
که بی فایده ای....
چون که مثل آنها نیستی...
مثل آنها فکر نمیکنی...
مثل آنها حرف نمیزنی....
تزویر....
تزویر...
تزویر...
چه میخواهی؟
سوال بی جوابیست ...
میخواهی فرق داشته باشی ...
میخواهی از نو بسازی
میخواهی دنیا را از آن خودت کنی
و فکرها را بیدار....
ولی نمیشود.
ویک کلمه تا ابد
در گوشت زنگ خواهد خورد.....
تقدیر...
تقدیر...
تقدیر...
No comments:
Post a Comment