
به که می توان گفت
که
این مهلت چند سطری عمر به چه معناست
که
دیگر معانی از واژه ها دور افتاده اند
که
دل های پروانه وش پای هر کرم شب تابی فرو می آیند و
سکه های رایج نامردی اعتبار یافته است
به که می توان گفت
که
مدعیان انتظار گوش به زنگ آمدن نیستند
که
میان دستهای کوتاه و خرمای نخیل تناسبی نیست
که
قهرها بیش وپیش از مهر ها گشته اند و
دنیا هرزه بازار قلب و نگاه شده است
به که می توان گفت
حرف هایی را که
به هیچ کس نمی توان گفت
که
این مهلت چند سطری عمر به چه معناست
که
دیگر معانی از واژه ها دور افتاده اند
که
دل های پروانه وش پای هر کرم شب تابی فرو می آیند و
سکه های رایج نامردی اعتبار یافته است
به که می توان گفت
که
مدعیان انتظار گوش به زنگ آمدن نیستند
که
میان دستهای کوتاه و خرمای نخیل تناسبی نیست
که
قهرها بیش وپیش از مهر ها گشته اند و
دنیا هرزه بازار قلب و نگاه شده است
به که می توان گفت
حرف هایی را که
به هیچ کس نمی توان گفت
به که می توان گفت
ReplyDeleteحرف هایی را که
به هیچ کس نمی توان گفت
nemishe be kasi goft hichKi mahram Nist :|
kamelan bahat movafegham
ReplyDeletein nazare man boodaaaaaaaa :P
ReplyDeleteemsmamo yadam raft bezaram ziresh :
_______ SpOOk